مطلبی برگرفته از وبلاگ http://shahrebiarman.blogfa.com/ که به شرح ذیل به استحضار میرسد .
مدتی پیش برای انجام کاری به معاونت نیروی انسانی استانداری ، که در کوچه بغلی سینما فرهنگ سابق و پشت ساختمان استانداری واقع است ، رفته بودم جلو درب ورودی با یکی از دوستان مشغول صحبت بودم که دختر و پسر جوانی که به هیچ وجه پوشش مناسبی نداشتند از یکی از منازل همان کوچه بیرون آمدند .
پسر جوان که معلوم بود برای تیپ و قیافه اش کلی هزینه کرده بود با حرکات ریتمیک حرکت می کرد و با اینکه در ایام محرم به سر می بردیم اثری از ابراز ارادت وی و خواهر محترمش به حضرت اباعبدالله و خاندان مطهرش دیده نمی شد.
دختر خانم با مانتویی تنگ و کوتاه و رنگی و موهای رنگ زده ای که تا فرق سر بیرون مانده بود و آقا پسر که شلوار جین تنگ که جیب های عقب اش تا پشت زانوها پایین آمده بود ، گردن بند ضخیم نقره یا طلا ( ؟ ) ، کاپشنی که نوشته های عجیب و غریب انگلیسی روی آن خودنمایی می کرد و موهایی که مثل بسیاری از جوانهای این دوره و زمانه به طرف بالا و بصورت افقی سشوار کشیده شده بود همه و همه از عدم توجه و حساسیت کافی والدین شان نسبت به تربیت اسلامی آنها حکایت می کرد !

با اینکه دیگر دیدن چنین صحنه هایی در گوشه گوشه این شهر برای ما عادی شده است و گمان هم نمی رود که به این آسانی از جامعه طوفان دیده ما رخت بندد ، اما رفتار جلب توجه کننده آنها موجب شد که رفیقم رو به من کند و بگوید : « این دو نفر را می شناسی ؟ » گفتم : نه از کجا باید بشناسم ! گفت : این دو بزرگوار میوه های زندگی مدیر کل محترم دفتر استاندار آذربایجان غربی هستند....! اول باورم نشد بنابراین از او خواستم دوباره جمله اش را تکرار کند .
دوستم گفت که هر روز آنها را می بیند چون منزل مسکونی ( خانه های سازمانی استانداری ) جناب ذبیحی در همین کوچه است ! و به نوعی با ما همسایه محسوب می شوند ، من هم ابتدا باورم نمی شد ولی .....!
در این مدت سعی کردم تا به صحت و سقم این ماجرا پی ببرم و بعد آن را منتشر کنم تا خدای نا کرده به دروغ به کسی تهمت و افترا نزده باشم ! حیف شد که نتوانستم از آنها عکس بگیرم چند روزی هم تلاش کردم تا دوباره آنها راببینم و عکس بگیرم اما موفق نشدم ولی به جرأت می توانم بگویم عکس بالا می تواند روایتی از حال و روز ظاهری آنها باشد که برای تزیین گذاشتم ....!

چیز دیگری نمی توان گفت جز اینکه ...ذبیحی که حتی در انتخاب نیرو هایش نیز به داشتن محاسن و رفتار و مشی دینی و همسویی با دولت و.... تأکید بسیار شدید دارد چگونه است که از پس دو فرزند فسقلی اش که آبرو یش را می برند بر نمی آید ؟ آیا او که سر تا پای راهرو های استانداری را با عکس شهدای عزیزمان پر کرده است ، اصلا" می داند در دنیای دیگر شهدا از فرزندان و اهل و عیال می پرسند نه از کارمندان و زیر دستان ما ؟
چه بسیار مواردی که ذبیحی بخاطر عدم حضور کارمندی در نماز جماعت ، مراسمات مذهبی یا نداشتن محاسن و نکاتی از این قبیل عذر آنها را خواسته یا تنبیه شان کرده است .
ذبیحی تنها نیست بسیاری از مدیران ما با چنین مشکلی مواجه هستند ، اما دیگر حق ندارند برای حفظ ظاهر و خود شیرینی نزد این و آن ، به دیگران ایراداتی از این قبیل بگیرند !
ذبیحی و امثال ذبیحی را به خواندن این آیه روزی ۱۰۰ بار توصیه می کنم : « لم تقولون ما لا تفعلون ؟ »
توجه شما را به مطلب چاپ شده در وب سایت http://assr.blogfa.com/ که عینا در ذیل چاپ میگردد جلب مینمایم .
آقائی توسط استاندار حقیقی ( جین پرست ، پسر خاله محبوب استاندار حقوقی ) و نیروهای دستمال به دست ایشان از جمله داریانی ، معاون عمرانی خرفت برای کاندیداتوری مجلس شورای اسلامی شهر ارومیه رد صلاحیت شد .
آقائی با تبسم میگوید : من سرباز و خادم انقلاب و نظام هستم و از عملکرد طول زندگی و دوران مدیریت و خدمتم به قدری اطمینان خاطر دارم که از اتفاق حادث شده خنده ام میگیرد . من حتی تمام مسئولین دلسوزی که مجبور به امضاء رد صلاحیت بنده خواهند شد متعجب ، متحیر و انگشت به دهان مانده اند . ولی هر چه از دوست ( البته دوست که نمیشه گفت ، آقائی چه دل بزرگی داره ...)رسد نیکوست. ما همه چیزمان ، جانمان ، اموالمان و خونمان ، حتی آبرویمان نیز هدیه به روح پر فتوح حضرت امام و مقام عظمای ولایت و مردم است ، مردم و تاریخ در مورد یادگاران عرصه های خون و شهادت و میدانهای نبرد حق علیه باطل و خادمین خود خوب قضاوت خواهند نمود .
خبر جدیدی است که افشین در سایت رعد به آدرس http://www.assr.blogfa.com/ درج کرده بد نیس بخونید . البته شعر نوشته شده در ابتدای ست بسیار جالب بوده که بهش توجه بیشتری کنید .
پدربزرگ
با سپاس - پدر بزرگ
در اخرین نظراتی که از طرف شما خوانندگان عزیز داشتم که بدون کم و کسر در نظرات پست ثبت کردم که بهتر است خودتان ملاحظه کنید ... ولی برای راهنمائی شما دوست عزیز باید عرض کنم که آقائی فراری و غیر قابل دسترس نیست ، شما دوست عزیز میتوانید با مراجعه به دفتر وی در خصوص عملکرد ایشان با ایشان به گفتگو بپردازید . انشاء ا... بتوانید نتیجه مثبت بگیرید ...
۲- نابود کردن بلیط های دریا و سوزاندن سرمایه ملی به دلیل ...
۳- غیر مجاز کردن نمایش این وبلاگ در رایانه های سازمان به دلیل عنوان نمودن حقایق .
۴- به کار گیری تمام تلاش خود برای ننگین نمودن نام آقائی برای شروع اولین تاکتیک در عرصه مبارزه انتخاباتی .
۵ - اخراج پی در پی نیروهای توانمند و متخصص سازمان به دلیل اینکه سیاسی کاری و چاپلوسی را نیاموختند .
۶- ...
نتیجه اخلاقی :
جناب استاندار و داریانی فریب خوردند .
نام این بسیجیان مخلص و مردان خدا جاودانه خواهد ماند .
نتیجه اخلاقی :
۱ - هر کس زرنگ تر باشد کلاه گشادتری میتواند بر سر استاندار بگذارد .
۲- هر کس پاچه خوار تر باشد بیشتر میتواند از امکانات دولتی در راستای تبلیغات انتخاباتی خود سوء استفاده بیشتری کند .
۳- هر کس به استاندار و داریانی قول دهد که مدیر عامل سازمانش کنند و در قبالش در انتخابات شرکت نکند لزوما نیاز نیست که به قول خود عمل کند .
۴- آقای استاندار و آقای داریانی متاسفانه باز هم رودست خورده اید ...
عواقب استخدام طایفه سالاری :
۱- ماشین همیاری و بیت المال نابود میشود .
۲- پول همیاری و بیت المال صرف تعمیر ماشین نابود شده میگردد .
۳- جان مدیر عامل زیرک سازمان همیاری که استاندار و داریانی را به بازی گرفت ، به خطر می افتد.
۴- همه این ۳ مورد به جهنم ، جان خانواده ای که در طرف مقابل صالح جو و راننده اش قرار میگیرند به خطر می افتد .
" آره به بکشین کنار صالح جو می آد که بره میلس "
به اطلاعتون میرسونم که در انتهای همین صفحه یه پنجره برای نظر سنجی تعبیه شده که ازتون خواهش میکنم یه سری بهش بزنید و نظراتتونو اعلام کنید . شایان ذکر است که بگم این نظر سنجی به صورت مخفی و بی نام میباشد .
چند روزی بود که نتونستم به روز بشم ، اما میخوام یه نگاهی به اوضاع بکنیم .
همانطور که قبلا گفتم صالح جو و داریانی و غیره در صدد این بودند و هستند که طرحهای مطروحه آقائی را به مرحله عمل برسانند تا هم آخرین تلاشهای خود را برای بازگردانی آبروی از دست رفته خود کرده باشند و هم اینکه به همه بفهمانند آقائی نمیتونست و ما میتونیوم، اما غافل از اینند که کار هر بز نیست خرمن کوفتن . گاو نر میخواهد و مرد کهن و از طرفی دیگر مطلع شدیم که آقائی در صدد ایجاد بنگاه اقتصادی رقیب و اثبات ادعاهای به ثمر نرسیده اش در همیاری است . ولی اینکه خواهند گذاشت افرادی همانند او در بخش خصوصی فعالیت کنند و به موفقیت برسند یا نه !!!؟؟؟ از همان سوالاتی است که جناب استاندار باید جواب دهند . آیا بهتر نیست به جای این همه سنگ اندازی ، دست در دست هم دهید و استانمان را بسازید ؟؟؟
گر بر سر نفس خود امیری مردی
گر بر دگری خرده نگیری مردی
مردی نبود فتاده را پای زدن
گر دست فتاده ای بگیری مردی
حامیانشان کیستند ؟؟؟
آقائی چرا در مسند ثروتمند ترین سازمان استانی اعتراف نمود که مافیای زمین خواران در استان ما از مافیای مواد مخدر قویتر اند ؟؟؟
سوال استاندار از آقائی : شما که مخالف ۱۰۰٪ فروش زمینهای همیاری بودید چرا در بودجه مصوبتان فروش زمین را پیش بینی کردید ؟؟؟
جواب آقائی : جناب استاندار مجبورم کردند ...
سوال بنده از مردم : چرا آقائی در بودجه مصوب همیاری در آمد حاصل از فروش زمین را گنجاند ؟ و چرا کارشناسی قیمت همین زمینها را آقای معاون فنی و عمرانی استاندار انجام داد و از بابت آنها پول دریافت کرد ؟؟؟ و چرا آقای استاندار به آقائی اجازه نداد در جلسه مجمع دفائیات خود را بخواند ؟؟؟
دوستان گرامی نمیدانم چرا در کنکاش بازرسین هیچکدام از تخلفات داریانی و همراهانش عنوان نشد و زمان جلسه ای که استاندار عنوان کرد آقای آقائی در آنجا حضور پیدا کن و حرفهایت را بزن کی فرا خواهد رسید ؟؟؟
بسم ا... الرحمن الرحیم و به نستعین
اعضاء شورای سازمان و شهرداران محترم استان
با درود به ارواح پاک و طیبه شهدای انقلاب از کربلای حسینی تا کربلای خمینی و با سلام به روح پرفتوح امام بزرگوار راحل و معمار کبیر انقلاب و مقام معظم رهبری و عرض ادب و احترام دارم خدمت شما شهرداران محترم و غیرتمند و منتخبین مردم و همکاران صمیمی و پرتلاشم در سازمان و سایر مهمانان ارجمند حاضر در جلسه و با عرض تبریک به مناسبت فرا رسیدن ماه مبارک رمضان و توفیق درک لیالی قدر
عرصه ، عرصة بسیار سختی است از این نظر که انسان از یک طرف شاهد شهادت و پرپر شدن و زخمی شدن و اسیر شدن بهترین و فداکارترین فرزندان این مرز و بوم باشد و از طرفی دیگر شاهد تاراج و چپاول اموال همین مردم باشد و نتواند از حق و حقوق مردم جانانه دفاع نماید !!! در این عرصه دشمن رو در روی مردم نیست بلکه در لباس دوست به بدنه این مملکت نفوذ کرده و طوری عرصه خدمت کردن و فداکاری را برای این مردم تنگ نموده که کسی جرات دفاع جانانه از حقوق (استاندار سخنان آقائی را قطع میکند )
استاندار : آقای آقائی اینا رو بعدن بخون
آقائی : خیر جناب استاندار بنده آمده ام اینجا تا به همه توضیح دهم ، مشکلاتی هست که مردم باید بدانند ... باقیمانده پلاک ۹ مشکلات اموال این مردم است ...
استاندار : ok ، اما در قالب سوالها جواب بده ...
آقائی : سوالهای شما را جواب خواهم داد بگزارید حرفهایم را بزنم . بگزارید مردم بدانند ...
استاندار: این چیزها ئی که میخوانید بیانیه است بیانیه را نگهدار بعدا بخوان
آقائی :اگر میخواهید بدون شنیدن حرفهایم محاکمه ام کنید حرفی نیست .
...
و باز سوال : چرا استاندار در جلسه مجمع سازمان مالکیت اثبات شده سازمان را بر زمینهای نمایشگاه بین المللی را زیر سوال برد ؟؟؟ و این ۵۰۰۰۰۰۰۰۰۰ را به چه فروخت ؟ به نهاری که در شرکت نمایشگاه های بین المللی به او دادند ؟؟؟